تبليغاتX
***I L♥VE HAMED***

***I L♥VE HAMED***


 

        سلوووووووووووووم(این مدل جدید سلام کردنه)تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

        خوبـــــــــــید؟؟  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com   چه خبــــــرا؟؟تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست www.bahar-20.com

تابستون خوش میگذره!؟Sunاما به من اصلا خوش نمیگذره

        آخه یه نفر هستش که خیلی منو اذیت میکنه!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

        هر کاری هم که میکنم دست از سرم بر نمیداره نمیدونم از کجا پیداش شد یهو!تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

        خب بگذریـــــــــــمتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

        بچه ها من واقعا نمیدونم چی بذارم آخه هیچ خبر جدید ندارم واسه همین هم مجبور میشم دیر به دیر آپ کنم تا شاید خبری بشه اما انگار اصلا نمیخواد اتفاق خاصی بیفتهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

       

تنها اتفاق خاصی که تو این مدت افتاد این بود که سروناز اینا ۲ هفته رفتن خونه مامان بزرگش موندن که خونشون رو رنگ کنن مخابرات هم یه نفش راحت کشید!! تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

       

راستی من قبل از این آپم یه آپ خداحافظی کرده بودم تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

        اما پشیمون شدم و دوباره اومدم آخه اون موقع خیلی ناراحت بودمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك www.bahar-20.com

        اما الان دیگه نیستم و اومدم دوباره آپ کنم که بگم من دوباره اومدم و هیچ رفتنی تو کار نیست

        راستی......قابل توجه بعضیا...!Hello

       

من دوست دارم اینجوری آپ کنم و قالبم رو هم دوست دارم و اصلا عوضش نمیکنم خواهشا دیگه همون بعضیا تو کارای من دخالت نکنن

بچه ها واقعا ببخشید به خدا هیچ خبر جدیدی از حامد کمیلی پیدا نکردم که واستون بذارمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

        فقط یه خبر دارم که فک کنم همتون خونده باشید!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

                    

حامد کمیلی میهمان یکی از برنامه های چشم انداز ، به پرسش های مجری برنامه به شرح زیر پاسخ گفت : 

س: شما مدرک لیسانس کامپیوتر دارید قطعا این سوال برای بینندگان به وجود می آید که چطور وارد عرصه فیلم و سینما شدید؟ 
ج: من ابتدا کارم را با نوشتن شروع کردم خیلی علاقه به نوشتن داشتم و یک چیزهایی برای دل خودم می نوشتم و این باعث می شد یک رابطه تنگاتنگ با بازیگری داشته باشم تا اینکه درمقطع دبیرستان یک نمایشنامه ای را نوشتم و رفتم با مسئولین صحبت کردم که ببینم می شود آنرا ساخت یا نه ؟ یکی از کارگردانان بنام فریدون خسروی به من گفت درصورتی این کار را می سازم که قول بدهی در اولین فیلم من بازی کنی این بهترین چیزی بود که تا آن لحظه شنیده بودم . این ورود من به تئاتر و دنیای بازیگری بود و بعد از آن درگیر کارشدم و نزدیک به هشت سال تئاتر کار کردم . وقتی فرق بین هنرپیشه و هنرمند را از زبان استادم شنیدم که گفت هنرپیشه برای کسب معاش و درآمد آن کار را انتخاب کرده اما هنرمند بخاطر عشقی که به آن کار دارد آن را پذیرفته امیدواری بیشتری پیدا کردم و به خاطر عشق و علاقه ای که به بازیگری داشتم توانستم درآن موفق شوم و همیشه سعی کردم فیلم یا تئاتری را بازی کنم که آنرا دوست داشته باشم.
س: پس لیسانس کامپیوتر و درسی که خوانده اید چه می شود؟ 
ج: آن تحصیلات در زمان و مقطعی خاص بوده الان من درگیر این کارهستم شاید زمانی درمقطعی دیگر لازم باشد به کار کامپیتر هم بپردازم . 
س: یکی از ویژگی های ارزشی شما این است که کار تئاتر را هم پشت سر گذاشته اید چون کارتئاتر یک نوع ریاضت و سختی خاص خود را دارد که پشت سرگذاشتن آن به انسان نوعی صبوری می دهد بعد از آن درفیلم یا سریالی بازی کردن خیلی راحت تر خواهد بود ، باذکر این مقدمه طولانی بپرسم ، 
چگونه وارد یک نقش می شوید خصوصا وقتی آن نقش با شخصیت شما تعارض هم داشته باشد به طور مثال نقشی که درسریال اغماء بازی کردید به عنوان شیطان ؟ 
ج: یکی از چیزهایی که در تئاتر یاد گرفتم این بود که همواره با نقش ها زندگی کنم نقش ها به من زندگی چندگانه می دهد. البته من هنوز یک بازیگر حرفه ای نشده ام که بتوانم چند نقش را در آن واحد ایفا کنم و معمولا کمتر اتفاق می افتد دریک نقش مدت زمان زیادی بمانم به حقیقت می توانم بگویم سریال اغماءیکی از سخترین دوره های کاری زندگی من بود چون به هرحال من اولین بار بود که در سریالی بازی می کردم که در ماه مبارک رمضان پخش می شد خودش ریسک خیلی بالایی بود به خصوص اینکه باید نقشی را هم بازی می کردم که یک پیش زمینه بیرونی از آن درجامعه وجود نداشت و شما باید کاملا خودت شخصیت شیطان را خلق می کردی . نقش های دیگر به گونه ای است که با الهاماتی که از بیرون می گیرد و آن چه درون انسان است تلفیق می شود و آن شخصیت را به وجود می آورد اما درمورد اغماء این حالت وجود نداشت و ما باید شیطان را تصور می کردیم و آن را بوجود می آوردیم و پرورش می دادیم تا جایی که تماشاگر آنرا بپذیرد و با آن همزاد پنداری کند. یکی از سخت ترین دوران زندگی ام دوران پیش تولید بود و واقعا تلاش کردم بتوانم با شیطان ارتباط برقرار کنم بتوانم حسش کنم و آن را بفهمم و در این دوران، زندگی من درحال بهم ریختن بود و زندگی عجیب و غریبی داشتم. 
خانم شهین از تگزاس : با تشکر از ایشان چرا درسریالها نفش منفی بازی می کنند با توجه به این که با شخصیت ایشان زیاد جور نیست ؟ چرا نقش های مثبت بازی نمی کنند و همیشه درفیلم نقش خلافکار را بازی می کنند؟ 
س: خانم سهیلا از کالیفرنیا از بازی های شما خیلی لذت می برم مانند پرواز در حباب و اغماء ،شما فکر می کنید چرا در جامعه هنری ایرانی بعضی ها به نوعی شانس با آن ها یار بوده و وارد عرصه هنر شده اند و بازی آنها معمولا باعث می شود تا کسانی که واقعا دراین عرصه زحمت کشیدند زحماتشان به چشم نیاید؟ 
ج: همیشه معتقد بوده ام که دراین دنیا کسی نمی تواند جای کس دیگر را تنگ کند یا جای کس دیگر را به خود اختصاص دهد.حتی اگر همه مثل هم بشوند به اندازه هرکس جا هست به اندازه هرکس سهمی هست و این که هرکسی به چه دلیل و عنوانی و چرا و به چه شکلی وارد این عرصه شده مهم نیست مهم این است وقتی وارد این عرصه شد چگونه بتواند خود را نگه دارد چون معتقد هستم وارد شدن به عرصه فیلم و سینما سخت نیست این مهم است که بتوان در این فضا باقی ماند. 
خانم آزیتا از ونکوور : از بازی خوب شما در سریال پیامک از دیار باقی که نقش کمدی در آن داشتید تشکر می کنم . 
توضیح مجری : البته ایشان در سریال " به دنیا بگویید بایستد" و سریال " اغمــاء " هم نقش مثبت و هم نقش منفی ایفا کرد که این نشان دهنده اقتدارشان در فن بازیگری است و این درست نیست که ما بازیگران را با نقش هایشان ببینیم .
ج: من همواره در بین نقش ها به دنبال نقشهایی بودم که کمتر دیده شده اند و اصولا نقش های منفی بیشتر از نقش های دیگر جای کار دارند نقش های مثبت،نقش های تعریف شده ای هستند باید شخص درمحدوده خطوط تعریف شده ای حرکت کند و جای مانور کمتری دارد. در نقش های منفی به واسطه منفی بودن دست بازیگر باز است تا به آن خلاقیت قوی تری برسد و شکل جدیدی را خلق کند. همواره دوست دارم نقش هایی بازی کنم که با شخصیت خودم فاصله بیشتری دارد مثلا نقش الیاس در سریال اغماء، هر چند درسریال" به دنیا بگویید بایستد" نقش مثبت داشتم که بهرحال معتقدم هنرمند باید نقش مثبت هم بازی کند. یا درسریال" پیامک از دیار باقی" نقش حامد یک نقش مثبت بود درست است که تازه از زندان آزاد شده بود اما آن زندان رفتن هم ناخواسته و به دلایلی اتفاق افتاده بود. 
آقای علی از انگلستان: با تشکر از بازی شما مخصوصا در سریال پیامک از دیار باقی شما کجا متولد شده اید ؟ 
ج : متولد اصفهان هستم 
خانم نازی از ونکوور : واقعا بی نظیر بازی کردند انشاالله موفق باشند آخر سریال پیامک از دیار باقی چگونه تمام می شود؟ 
خانم نسیم از کالیفرنیا: بی نهایت به بازی ایشان علاقه دارم و این بخاطر تفاوت بازی های ایشان است که خیلی قوی است امیدوارم همیشه موفق باشند و در کالیفرنیا خیلی طرفدار دارند. 
خانم هدی از شیکاگو : با سلام خدمت شما و آقای حامد کمیلی شخصیت ایشان را خیلی دوست داریم هم خودم و هم خانواده ام و با تشکر از اینکه ایشان را دعوت کردید.
خانم مهسا از کانادا : با تشکر از بازی ایشان یک انتقاد دارم شما که جوان هستید و وارد این عرصه شده اید با این بازی خوب چرا فیلمنامه ها و سناریوها عقب گرد می کنند ؟ مثلا درهمین سریال آخری که بازی کردید خیلی خوب ایفای نقش کردید اما این موضوع دوزنه بودن آقایان بد آموزی داشت . با ساخت این فیلم ها نشان می دهید که یک چنین فرهنگی در ایران هست و به نوعی وجهه قانونی به آن می دهید . شما در این سریال بازی کردید و سراسر دنیا دارند آن را نگاه می کنند وشما این مسئله را عادی جلوه می دهید .در آن به وضوح نشان دادید که این دو خانم بدون هیچ مشکلی می توانند درکنار آن پیرمرد با هم زندگی کنند من از شما خواهش می کنم قبل از بازی در یک سریال فیلمنامه را بخوانید و به آن قسمت اعتراض کنید و بگویید تا اینجای داستان درست است و در ادامه به بی راهه رفته اید و از این جا به بعد داستان مشکل دارد و باید تغییر کند. آقایان با دیدن این سریال خیلی خوشحال می شوند و این حق را برای خود می دانند که دو زن داشته باشند. 
ج: اولا اینکه این سریال یک سریال طنز بود و ما نگاه طنز به این قضیه داشتیم و ثانیا دراین سریال برخورد منفی با کسانی که احیانا دو زن دارند شد. یک آدم کلاهبرداری می آید دوزن می گیرد بدون اینکه هیچ کدام از وجود هم با خبر باشند درواقع دراین سناریو با افرادی که دارای دوزن هستند برخورد شد .
تمام تلاش ما این بود که این حرکت را محکوم کنیم . در ادامه سریال دیدید که عاقبت آن فرد به کجا رسید . این سریال چون برای تعطیلات عید درست شده بود درواقع دریک فضای طنز بود. درانتهای سریال دیدید که همه او را جا گذاشتند و حتی او را به منزل راه نمی دادند و درکل هدف ما از ساخت این سریال اشاعه آن فرهنگ نبود بلکه پیامدها و عواقبی را که این کار به دنبال داشت به بینندگان یادآور شدیم. دیدید که آن شخص همیشه مجبور به دروغ گفتن ، بازی کردن و ریاکاری بود. در واقع آرامش واقعی را از خودش گرفته بود و زندگی اش چقدر با آشفتگی روبرو شد. اتفاقا در ایران با این مسئله برخوردمی شوداگر کسی بخواهد زن دوم بگیرد باید با رضایت زن اول اینکار صورت بگیرد آن هم دلایل خاصی می خواهد مثل اینکه از زن اول بچه دار نشود و غیره – به همین سادگی این کار صورت نمی گیرد.
شما برداشت غلطی از این سریال دارید مهسا خانم . 
س: شما چندین سال تئاتر کارکردید بعد هم وارد عرصه فیلم و سریال شدید نمی خواهید وارد عرصه سینما شوید ؟ آیا در این زمینه پیشنهای به شما شده است.
ج: بله من سینما را دوست دارم اگر بگویم نه ، دروغ گفته ام .پیشنهادهایی هم به من شده اما برای ورود به عرصه سینما تعجیل ندارم برای کار خودم خیلی حرمت و ارزش قائل هستم چون آنرا ساده به دست نیاورده ام من هشت سال در تئاتر کارکردم تا بتوانم به این موقعیت برسم و بتوانم دریک فیلم و سریال تلویزیونی بازی کنم صبر کردن را دوست دارم صبر می کنم تا آن شرایط برای حضور درسینما هم اتفاق بیفتد تا بتوانم آن جور که دوست دارم وارد آن عرصه شوم. دراین زمینه دوستان پیشنهادهای زیادی بمن داده اند اما هنوز نتوانستم کاری را پیدا کنم که به عنوان اولین کار سینما آنرا بپذیرم و خودم را درسینما به مخاطب معرفی کنم کلا یک کار خوب تلویزیونی را به یک کار متوسط سینمایی ترجیح می دهم .
آقای سعید از کانادا با تشکر از شما هنرمندان ایران 
خانم مینا از لس آنجلس ، باتشکر از شما بخاطر نقش خوبتان، در پاسخ آن خانم می خواستم بگویم فیلم هایی که الان در هالیوود ساخته می شود خیلی از این مسائل در آنها هست آقایانی که دارای همسر و خانواده هستند می روند دوست دختر اختیار می کنند یا مسائلی از قبیل مشروب و اعتیاد به موادمخدر و خیلی مسائل دیگر هر فیلمی یک پیامی دارد این دیگر برمی گردد به استنباط افراد از آن فیلم و پیام .
س:شما در کنار بازیگران بزرگی بازی کردید مثل امین تارخ ، علی نصیریان یا شریفی نیا درهمین سریال آخر ، چه حسی داشتید درکنار این بازیگران آیا فکر نمی کردید درمقابل آنها کم بیاورید؟ 
چرا اولین بار که در مقابل آقای نصیریان در "پرواز در حباب " قرارگرفتم من تازه کار تئاتر را شروع کرده بودم سال دوم بود که درجشنواره ایران زمین که در اهواز برگزار می شد من به عنوان بازیگر مرد انتخاب شدم، وقتی روی سن رفتم تا جایزه خود را از دست آقای علی نصیریان که به عنوان داور این جشنواره حضور داشتند بگیرم درهمان جا به ایشان گفتم امیدوارم روزی برسد تا بتوانم در کنار شما نقشی را بازی کنم خیلی انگیزه داشتم برای اینکار و این حرف را صادقانه گفتم گذشت و گذشت حدود شش سال بعد از آن این اتفاق افتاد و این فرصت پیش آمد تا بتوانم درکنار ایشان باشم و این برای من یک غافلگیری بزرگ بود و واقعا هم ایفای نقش درکنارآقای نصیریان و امین تارخ سخت بود ومن از آنها درس ها یاد گرفتم.
در پایان ازاینکه این فرصت را به من دادید تا دربرنامه شما حضور پیدا کنم و با هم میهمان عزیز درخارج از کشور تماس تلفنی داشته باشم سپاسگزارم . 

Heart Smileخب برای اینکه همه ی این متن رو خوندید یه شعر خشمل میذارم حتما بخونید خیای باحاله

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم
 
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

 ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت

شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری

به جان دلبرش افتاده بود-اما-

طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد


ازآن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند

شود مرهم

برای دلبرش آندم شفا یابد

چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
 و یک دم هم نیاسوده، که افتاد چشم او ناگه

به روی من
 بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به ره افتاد

و او می رفت و من در دست او بودم

و او هرلحظه سر را رو به بالاها

تشکر از خدا می کرد

پس از چندی

هوا چون کورۀ آتش، زمین می سوخت


و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت

به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟

در این صحرا که آبی نیست
 به جانم هیچ تابی نیست

اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
 برای دلبرم هرگز دوایی نیست

و از این گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما!

نمی فهمید حالش را چنان می رفت و

من در دست اوبودم

و حالامن تمام هست او بودم

دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟

نه حتی آب،نسیمی در بیابان کو ؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت

که ناگه

روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد

دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه -

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی

زهم بشکافت

زهم بشکافت

اما ! آهصدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
 و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را

به من می داد و بر لب های او فریاد

"بمان ای گلکه تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی

بمان ای گل"


ومن ماندم

نشان عشق و شیدایی

و با این رنگ و زیبایی

و نام من شقایق شد

گل همیشه عاشق شد




و حالا.....

Photographerچند تا عکس از آقا حامدی      

                

               

                                                           

خوشتون اووووومد!؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com
خب دیگه من کمکم رفع زحمت کنم!(البته منظورم شماها بودیدا)تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

از نظراتون هم خیلی خیلی ممنوووووونتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

نظر یادتوووون نره هاااااا

اگه نظر ندید از اون نفرینای همیشگی میکنم

شوخی کردم بابا شما نظر نداده عزیزیدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست www.bahar-20.com

دوستتون دارم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تا!خدمات وبلاگ نویسان جوان www.bahar20.sub.ir

از دور میبوسمتون

دیگه من برم

        بای بای


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 19:54 توسط |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سیلام!سیلام!:× :×
من ملیکام.15 سالمه!کلاس اول دبیرستانم
از تهرانــــــــــم
××××××××××××
♥ღحامد کمیلی خیلی خیلی دوستش دارم ღ♥
با هیچ چیز هم عوضش نمیکنم حتی یه خرش پشمالو
عاشقشـــــــــــــــــم!××××××××
از چیزای شیرین منتفرم مخصوصا شیرینی!!
از آجیل خیلی بدم میاد!!!اما لاغر هم نیستم یه خورده هم توپولیم
تو دنیا خواب رو از همه چیر بیشتر دوست دارم حتی از یه پرس چلو کباب!!
از درس شیمی خیلی بدم میـــــــــــــــاد اما عاشق ریاضی ام.....!
دیگه همین دیگه:
××××××××××××
این هم آیدیمه:melika_2007_14


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387



پیوندها

سروناز جووووووووووون(حامد کمیلی)
پریسا جوووووووووووون(حامد کمیلی)
سونیا جوووووووووووون(حامد کمیلی)
هلیا جووووووووووووون(حامد کمیلی)
لیلا جووووووووووووون (حامد کمیلی)
عاشق همیشگی حامد
ღعاشق تنهاღ:..:ღمعینღ:.
سارا جووووووووووون
" مصطفي زماني * پسر دريا "
حامد کمیلی بهترین بازیگر ایران
رونیکا جووووووووووون
یلدا جووووووووووووون
ریحانه جوووووووووون
๑♥ღســـنیــــوریـــــتـــــاღ♥๑
شنگـــــول_.-._مـنگــول
محــــــــــــیا جووووووووووون
فاطمه جوووووووووووون
ساناز جووووووووووون (انجمن طرفداران مصطفی زمانی)
آتوسا جون(تقدیم به آقای پورسرخ)
فریاد عشق(نازنین)
پارمیس جووووووووووووون(حامد کمیلی)
مردی به نام 13
حامد بهداد -حامد کمیلی-سیاوش خیرابی
ملیکا جوووووووووووووون(پوستر از بازیگران)
ღ♥๑یـــــــــــه دنیا حرف ناگفته ღ♥๑
پارمیدا جون(حامد کمیلی)
عاشق تنها پرتو ( فرزاد حسني )
رايحه جوووووووون(حامدكميلي)
☆I♥Uمهتاب شبI♥U☆
ساناز و نیلو- وب اختصاصی شاهرخ استخری
سیما( جدیدترین وبلاگ تقدیم به آقای کمیلی)
<::شوك عاشقانه2009 ::>
طلوع خورشید
زندگی من یعنی افکار روزانه من
فرنوش جووووووون(مصطفی زمانی)
*♫۩*ღ سلطان موسیقی پاپ فرزاد فرزین ღ*۩♫*
♥صدایـــــم کن♥
♥ღ•.•عقشولانه♥ღ•.•
هر چی بخوای اینجا پیدا میشه
۩۞۩ سیندرلا ۩۞۩
نـــســـیـــم جوووووووووون
آزاده_آینه شکســـــــته
رها جوووون و سونیا جووووون
دریــــــا جوووووووون
آیدا جووووووووووون
سروناز جووووووووون
رپ تو رپ(سامیه جوووون)
هدیـــــه جووووووووووون
کانون هواداران لیلا اوتادی
ஜ☆ღ•*اتیش پارهஜ☆ღ•*
پسر عشقکــــــده
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


کد اشکال موس
کد آهنگ برای وبلاگ